دكتر عقيقى بخشايشي

919

چهارده نور پاك ( فارسي )

آثار و نوشته‌هاى آنان روشنگر راه عاملان احكام الهى ، و كتابهاى حديث ، مشحون از زحمات و تلاشهاى شبانه روزى آنهاست . سفرهاى طولانى براى فراگيرى يك حديث در راه دريافت حديث ، و احيانا يك حك الهى از راوى نخستين ، يا منبع مطمئنى كه دل را سكون و آرامش بخشد ، و بين او و خدا حجت تمام باشد و بتوان براى ديگران نيز به عنوان معيار عمل و مقياس شرع ، به وديعت گذاشت سفرهاى طولانى و راه پيماييهاى پر زحمت و دور و دراز توأم با مرارت صورت مى گرفت ، و مسافرت كننده بسيار خوشحال مى شد كه او توانسته است به يك حديث صحيح يا به يك در پر قيمت از معارف الهى دست يافته است . در اين مورد چند نمونه ذكر مىشود : 1 . سفر از قم به كوفه " شيخ الطائفه " ( 385 - 460 ه‍ . ق ) از احمد بن محمد بن عيسى ، محدث و عالم مشهور قمى كه رايست علماى شهر را در عصر خود داشته است ، نقل مىكند كه مى گفت : " در جستجوى حديث به كوفه رفتم . در آن شهر " حسن بن على وشاء " را ملاقات كردم كه يكى از اصحاب امام رضا ( عليه السلام ) بود . از او خواستم كه كتاب علاء بن رزين وابان بن عثمان را به من بدهد . وقتى كتابها را به من داد ، گفتم از شما مى خواهم كه اجازهء روايت كردن اين دو كتاب ر نيز به من بدهيد . حسن بن وشاء گفت : خدا تو را رحمت كند ، چه عجله اى دارى ؟ برو از روى آنها بنويس بعد سماع كن ( شنيدن حديث ) . گفتم : از حوادث روزگار ايمن نيستم . گفت : اگر من مى دانستم كه كسى مانند تو طالب حديث خواهد بود احاديث بسيارى را فرا مى گرفتم ، زيرا من در اين مسجد ( مسجد كوفه ) نهصد نفر از مشايخ حديث را درك كردم كه همگى مى گفتند : " حدثنى جعفر بن محمد ، حدثنى جعفر بن محمد ( صلى الله عليه وآله ) " جعفر بن محمد مرا روايت كرد " . 2 . سفر از بصره به كوفه " ابو ايوب سليمان منقرى " يكى ديگر از محدثين عاليقدر مى گويد : " بيش از بيست و چند بار از بصره براى گرفتن يك حديث ، به كوفه سفر كردم تا در